bedahe
بداهۀ سنگ و زغال. شعر و صدای سهند آقایی

خنده می‌زدم عصبی/ بله صندوق‌ها همیشۀ دنیا برابرند/ امواجِ گیجِ دست‌ها هم/ تلقِ سیاهِ سوراخ‌سوراخِ افسانۀ ساکت/ لنزِ شکارِ بشقاب‌های پرندۀ ‌رویا/ نابودیِ کدام سیاره در کدام ایالتِ جادو؟!/ تو سنگ را ترسانده‌ای در بازچیدنِ سنگر رفیق!

shahre-ghese
شهر قصه در اوین

اجرای «شهر قصه» در اوین، همان اجرایی است که معنایی مضاعف به این متن نمایشی می‌دهد. شهر قصه در اوین، شخصیت‌های متن «شهر قصه» را با بیش از چهار دهه فاصله به بند سیاسی زندان اوین می‌برد و به آنها معنای جدیدی می‌بخشد

hol
هول. شعر و صدای سهند آقایی

خبرنگارِ خانه بود و خانه زمین بود/ در متنِ بی‌تغزّلِ آتش/ در بداهه‌ی وحش/ دیو را تشییع می‌کردند/ گُرازانِ گلّه‌ی متواری/ اخترانِ رابعه/ رمّالِ پیرِ حرّانیانِ قمر/ قُماشِ غدّارِ زربفتِ نفت/ گرگانِ بی‌دماغِ دجله/ کهیرِ چرکِ یهودا/ خطِ قرمزِ مرزی

shabah
داستان کوتاه شبح. علی‌اشرف درویشیان

داستان کوتاه شبح را بشنوید که در آخرین شماره‌ی رادیو ریزوم، شماره‌ی هفدهم اجرا شده بود. «شبح» داستان کوتاهی است از مجموعه‌داستان دُرُشتی، نوشته‌ی علی‌اشرف درویشیان

hosein
دموکراسی توتالیتری. لارنس فرلینگتی. ترجمه و صدای حسین مکی‌زاده

تولد یک ملت گوسفند/خواب سنگینِ سنگینِ آمریکای متوسط/موج زیرزمینیِ فاشیسمِ مطبوع/فرمانروایی مضطربِ ابر-ثروتمند/پیروزی تمام‌عیار آمریکای امپریالیسم/اثبات نهایی سرنوشت محتوم ما/اولین فریاد بلند آمریکا برتر از همه/پژواک‌شده در کوچه‌های آزادی

solat
۱۷ شهریور. شهرام صولتی

شهرام صولتی را همه می‌شناسیم، خواننده‌ی دست‌چندم لس‌آنجلسی، پر از حاشیه. این قطعه اما به نام اوست ولی ربطی به او ندارد. این قطعه دست‌پاچه است، شتاب‌زده مانند شتاب آن روزها

bad
باد. شعر و صدای سهند آقایی

«باد» شعری است از سهند آقایی که آن را با صدای خودش خوانده است که « استعاره‌ها فقط مرده،/ گورخواب‌ها زنده،/ روزنامه‌ها خفه!/ تا کار می‌کنند چشم‌ها/ ستاره‌ها و صد سوار و نیزه‌ها/ خشمی و صد امید/ خشمی و صد ستاره و سوسوی بی‌هوای نگاش هم»

adineh
همان اواسط تابستان. شعر و صدای علیرضا آدینه

در روزهای همین زمستان و همین «زمستان» به یاد می‌آوریم آنهایی را که می‌خواهند نام‌هایشان را فراموش کنیم، آرمانشان را فراموش کنیم و فراموش کنیم چرا، چه زمانی و چگونه کشته شدند

suzan
فقدانیه. شعر و صدای سوزان کریمی

فقدانیه شعری از سوزان کریمی با صدای شاعر: پلاسکو در کیسه‌ای دمِ در/ خاوران در کیسه‌ای دمِ در/ آجرهای دیوارهای اوین، دمِ در/ و تهران، شب‌ها بسیار محترم است/ -باد چیزی را اگر ببرد،/ باد چیزی را اگر ببرد.

fidel
او ایستاده است. شعر و صدای سهند آقایی

تو که رام نمی‌شوی از تازیانۀ جان/ توی کلّه‌ها پیچیده می‌شوی/ تو پیچیده می‌شوی،/ نه شبیهِ داستان و سیاست یا چه،/ تو شبیهِ کرم‌های چشم‌های بچه‌های آن قاره/ پیچیده می‌شوی!/ تو پیچیده می‌شوی!/ باید که زنبورهای حَلَب/ از گلبرگ‌های خون/ نرفته، برگردند