11-dey
یازده دی. جوانه‌های بهرنگ

«یازده دی» اولین ترانه‌ی گروه «جوانه‌های بهرنگ» است. ترانه‌یی برای شهدای خیزش دی‌ماه به شکل عام و آرمین صادقی، نوجوان سیزده ساله‌یی که در خمینی‌شهر گلوله خورد به شکل خاص. نه از آن دست ترانه‌هایی که عزا می‌گیرد

rud2
رود. شعر و صدای سهند آقایی

«رود» شعری است از سهند آقایی که آن را با صدای خودش خوانده است. «نع! کافی اگر بس بود،/ چینه‌های روستا که هیچ،/ عینِ پریدن از پُل‌های هواییِ این شهر/ عبرت به توانِ رهایی در رنج‌های درونی‌ش، مَست/ دلِ آدم غلت خورده بود لای گندم‌ها»

kaveha
کاوه‌های بی‌کارن در پیراهنِ باد. شعر و صدای سهند آقایی

و گفت: اگر که طاقِ آسمانه آسمان زبان زبانه می‌کشد اگر بلند می‌کند هنوز شبیهِ مه که ماه را و کلمه حرف را و تب که تاب را هلالِ تن بر آبِ نو   از فرشته در کتاب مقدس به…

hossein
از خون جوانان وطن لاله دمیده

«از خون جوانان وطن لاله دمیده»، تصنیفی است برای آن روزهایی که عارف قزوینی با درهم شکستن هیولای استبداد با دو چشم خویش دید که خون‌های ریخته شده بر خاک گل داده‌اند، او دیده بود که «انقلاب، جشن توده‌هاست»

H سمفونی
سمفونی آژیرها

قطعه‌ی «سمفونی آژیرها» اثر آرسنی آوراموف نود و پنج سال پیش در چنین روزی، در 7 نوامبر 1922 در بندر اصلی شهر باکو، پایتخت جمهوری شورایی آذربایجان به مناسبت سالگرد پیروزی قاطع انقلاب اکتبر اجرا شد

saeed
بهمن ۳. بایاتی‌هایی از آذربایجان. ترجمه و صدای سعید سلطانپور

در بهمن شماره‌ی ۳ که با عنوان دوم «بایاتی‌هایی از آذربایجان؛ به مناسبت ۲۹ بهمن سالروز قیام قهرمانانه‌ی تبریز» انتشار یافت، سعید سلطانپور متن بایاتی‌های آذربایجانی را به فارسی برگرداند و با صدای خودش اجرا کرد

elyas2
برایم بخوان محمّد. شعر و صدای الیاس علوی

این شعر الیاس علوی تنها شعر الیاس علوی نیست، سرگذشت مردمی است که بخش تفکیک‌ناپذیری از تاریخش در گریز و مرزها شکل گرفته است. در کوه‌های بلند، در دره‌های عمیق، در کشتی‌ها، کامیون‌ها، اردوگاه‌ها

estakhr
منظومۀ استخر، بدون لبه. شعر و صدای سوزان کریمی

حالا اگر این بنگ/ منگ/ کوکنار و افیون کمک نکند/ منگ می‌شوم و خودم را به هدبندی سبز می‌بندم/ بنگ!/ و برای پیش‌خرید دهۀ سازندگی ثبت‌نام می‌کنم/ بنگ!/ وقتی که پنجاه درصدم منفجر شده است/ بنگ!

bedahe
بداهۀ سنگ و زغال. شعر و صدای سهند آقایی

خنده می‌زدم عصبی/ بله صندوق‌ها همیشۀ دنیا برابرند/ امواجِ گیجِ دست‌ها هم/ تلقِ سیاهِ سوراخ‌سوراخِ افسانۀ ساکت/ لنزِ شکارِ بشقاب‌های پرندۀ ‌رویا/ نابودیِ کدام سیاره در کدام ایالتِ جادو؟!/ تو سنگ را ترسانده‌ای در بازچیدنِ سنگر رفیق!

shahre-ghese
شهر قصه در اوین

اجرای «شهر قصه» در اوین، همان اجرایی است که معنایی مضاعف به این متن نمایشی می‌دهد. شهر قصه در اوین، شخصیت‌های متن «شهر قصه» را با بیش از چهار دهه فاصله به بند سیاسی زندان اوین می‌برد و به آنها معنای جدیدی می‌بخشد