در حاشیهی اعتراضات دانشگاه خواجه نصیر
برای ترسیم سیمای واقعی دانشگاه، فراتر از تبلیغات و شعارها و شعرها، که منفک از ترکیب طبقاتی دانشگاه همچنان به ما میگویند: «دانشگاه زنده است»؛ شاید برای اولینبار در تاریخ نهاد دانشگاه در ایران با دانشگاهی مواجه شدهایم که تحت عنوان «مطالبهگری» از پلیس میخواهد از نهاد دانشگاه در مقابل جامعه حفاظت کند و این البته به ترکیب طبقاتی دانشگاه، به دانشگاه طبقاتی و به دانشگاهی تحتِ اِشغال بیارتباط نیست.
روز ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۳، جمعی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، در پی فراخوان شورای صنفی پردیس رضایینژادِ این دانشگاه، در اعتراض به آنچه «نقض امنیت» خوانده میشد متحصن شدند و بنا بر نوشتهی خبرنامهی امیرکبیر این تحصن با «پیروزی» پایان یافت. تجمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر را باید به نوعی تداوم منطقی تجمعات اخیر در دانشگاه تهران بعد از کشته شدن امیرمحمد خالقی دانست (که در مورد آن به زودی متن مستقلی منتشر خواهیم کرد).
نگاهی به بیانیهی شورای صنفی دانشجویان خواجه نصیر که نه در کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور، بلکه در خبرنامهی امیرکبیر منتشر شده است، به خوبی نشان میدهد این نهاد صنفی که کمتر از یک دهه پیش، نهادی برای مبارزهی صنفی و گاه طبقاتی دانشجویان در برابر روند پولیسازی دانشگاه و کالاییسازی آموزش بود؛ اکنون متاثر از ترکیب طبقاتی دانشگاه پیگیر کدام مطالبات است، چه نگاهی به جامعه دارد و چه ربطی به جامعه پیدا میکند.
در این بیانیه و در همان بند اول میخوانیم: «امروز حضور دانشجویان هیچ هدفی جز رسیدن این قشر فرهیخته به حقوق مسلم و طبیعی خود را دنبال نکرده و نمیکند». به اینترتیب بیانیه از همین ابتدا تکلیف را معین کرده و دستگاه تمایز و تفاخری را بر پا میکند که در آن «فرهیختگان» خواهان رسیدن به حقوقی هستند که برای «فرهیختگان» مسلم و طبیعی است. در بندهای بعدی است که این تمایز و تفاخر نقطهی تقابل خودش را عریان میکند: «خاکسفید». منطقهای که فرهیختگان از بد روزگار مجبور شدهاند در آنجا به دانشگاه بروند در حالی که بنا به نوشتهی بیانیه «نقض امنیت به اشکال گوناگونی [در آنجا] رخ داده و این مهم در جو حاکم بر این پردیس و منطقه نهادینه شده است». این قشر فرهیخته در این تحصن به «انفعال نهاد حراست در راستای انجام وظیفهی خود، [یعنی] حراست از جان و مال دانشجویان و برقراری امنیت» اعتراض داشتهاند و صبر و قرار خود را زمانی از دست دادهاند که «درب پارکینگ پردیس به دستور ریاست نیروهای حراست با منطقی سست و شنیع بسته شد و سنگ دیگری در راه امنیت دانشجویان قرار گرفت». شورای صنفی دانشجویان خواجه نصیر در بیانیهی خودش گوشزد میکند: «سال گذشته در کانال رسمی اطلاعرسانی دانشگاه اعلام شد که هماهنگیهای لازم توسط حراست با پلیس منطقه انجام شده و امنیت پردیس رضایینژاد تأمین شده است؛ اما سوالی مطرح میشود که "کدام امنیت؟" این دروغ زمانی بر همگان واضح میگردد که تنها در هفتهی اخیر چهار مورد سرقت از خودرو دانشجویان در این منطقه صورت گرفته است». و سرانجام در فهرست مطالبات این تحصن مطالبهگر، و بنا به تصریح بیانیه «این اعتراض مدنی دانشجویان، عاری از هر نوع خط فکری سیاسی» که «تماما یک اعتراض اجتماعی» بوده است، در کنار موارد دیگر «بازگشایی درب پارکینگ جهت سهولت و افزایش امنیت دانشجویان» و «تامین امنیت منطقه جهت ساخت محیطی متناسب برای زیست دانشجویان» در صدر لیست قرار میگیرد.
دانشجویانی که در دههی ۹۰ و تا پیش از تعطیلی دانشگاهها به بهانهی شیوع کرونا در سال ۹۸، در جریان صنفی و بخشاً شوراهای صنفی فعال بودند به خوبی به خاطر میآورند که بعد از نیمهی دههی نود، آرام آرام اثرات طبقاتی شدن دانشگاه آشکار شده بود و «مسئلهی صنفی» ورودیهای مدارس خصوصی و کلاسهای گرانبهای کنکور این بود که برای پارک اتوموبیلهای شخصیشان پارکینگ مناسب ندارند. این «مسئلهی صنفی» به خودی خود در تضاد با مسئلهی صنفی اکثریت دانشجویانی قرار میگرفت که روند پولیسازی امکانات آموزشی، از جمله واگذاری سلفها و خوابگاهها و سرویسهای رفتوآمد به بخش خصوصی و شرکتهای پیمانکاری برای آنها نشانهی تهاجمی طبقاتی به نهاد دانشگاه بود. آنها باید سال به سال کمتر وارد دانشگاه میشدند تا جای آنان با دانشجویان فرهیختهای پر شود که اکنون مسئلهی صنفی خودشان را به مطالبهی اصلی شورای صنفی دانشگاه تبدیل کردهاند و پیروزی تحصن آنان، بنا بر گزارش خبرنامهی امیرکبیر عبارت است از «بازگشایی درب پارکینگ» و «نشاندهندهی همبستگی و ارادهی دانشجویان در دفاع از حقوق خود».
ماجرا اما ابعاد وخیمتری هم دارد. دانشجویان متحصن و فرهیختهی دانشگاه خواجه نصیر عملا از حراست و پلیس خواستهاند از دانشگاه در برابر جامعه و «منطقه» دفاع کند. آنها به صراحت از پلیس خواستهاند امنیت منطقه را «جهت ساخت محیطی متناسب برای زیست دانشجویان» تامین نماید. به یاد بیاوریم که در اسفند ۱۳۷۹ نیروهای انتظامی با یورش به منطقهی آلونکنشین خاکسفید، صدها آلونک ساختهشده از پلاستیک و حلبی و سنگ را ویران کردند، اقامتگاههای غیررسمی را با لودر صاف نمودند و دستکم هزار نفر را به عنوان معتاد و قاچاقچی و خلافکار بازداشت کردند. نیروی انتظامیِ حکومتی که از یک دهه پیش با اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی روند تعمیق فلاکت جمعی و فرودستسازی عمومی را آغاز کرده بود، با یک یورش شبانه و برقآسا تلاش کرد محل اجتماع فرودستترین قربانیان این مفلوکسازی را امحا کند. خاکسفید البته از بین رفت و نام خیابانها و آرایش ظاهری محله تغییر نمود؛ اما آنچه که بر جا بود روند عام تعمیق فلاکت جمعی و فرودستسازی عمومی بود که طی دههها اهالی خاکسفید را در تعداد میلیونی تکثیر کرد.
بهرغم این تاریخ سرکوب هنوز محیط منطقه برای دانشجویان اتوموبیلسوار دانشگاه خواجه نصیر متناسب نیست. آنها که علیرغم میل خودشان و بنا بر تصمیم مقامات مجبور شدهاند به مناطقی قدم بگذارند که فرودستان در آنها زندگی میکنند، اکنون از حراست و پلیس انتظار دارند منطقه را در مقابل قدمها و اتوموبیلهای آنها بکوبد و «متناسب» کند.
جمهوری اسلامی دقیقاً از مقطع اول اردیبهشت ۱۳۵۹ و یورش سرکوبگرانهای که «انقلاب فرهنگی» نامیده شد، تلاش کرد پیوند میان دانشگاه و جامعه را قطع کند. بازداشت، شکنجه و اعدام هزاران دانشجو و استاد دانشگاه، اخراجهای فلهای و گزینشهای مکتبی در سالهای بعد برای این بود که دانشگاه به نهادی خنثی و غیراجتماعی تبدیل شود و برای چند سال نیز چنین شد که حکومتگران میخواستند. این قلعه اما در دههی هفتاد ترک برداشت و آرام آرام نیروهایی درون دانشگاه فعال شدند که به دنبال پیوند مبارزات دانشجویی با جنبشهای اجتماعی بیرون از دانشگاه و در نتیجه با جامعه بودند. دانشجویانی که با چنین افقی مبارزه میکردند در مقاطع مختلف، از جمله در آذر ۱۳۸۶ و دی ۱۳۹۶ با سرکوب مواجه شدند و دانشگاه چندینبار از چنین عناصر متمردی تخلیه شد. این سرکوبها همزمان بود با تهاجم سرمایهدارانهی سیاستهای نئولیبرالی به نهاد آموزش بهطور عام، و دانشگاه بهطور خاص و اکنون در شرایطی به سر میبریم که جلوههای دانشگاهی جدید کمکم نمایان میشود. این همان دانشگاه طبقاتیای است که بارها از آن گفته شده بود. دانشگاهی اشغالشده توسط فرزندان فرادستان که از پلیس انتظار دارند در محلهی فرودستان نگهبان آنان در مقابل جامعه باشد و با خواست پارکینگ امن برای اتوموبیلهای شخصیشان تحصن میکنند. دانشگاهی که دیگر غیراجتماعی نیست بلکه در حال تبدیل به دانشگاهی ضداجتماعی است.
فروردین ۱۴۰۴
کمیته دانشجویی اول اردیبهشت