رفقای كارگر! تشكلها! سنديكاها! و اتحاديههای كارگری! درودهای گرم ما كارگران و زحمتكشان كانتون كوبانی، شهر مقاومت انقلابی، در 1می، روز گراميداشت مبارزات و مقاومت كارگران در مقابل ظلم و سركوب و استثمار را پذیرا باشید. انقلاب خلقهای روژئاوا، نقطهی…
باران از درز لولهها نشت کرده بود. بخاری ترکید. تمام جانمان سیاه شده بود. آمدند؛ تفنگ هایشان را به دیوار تکیه دادند. بخاری را تعمیر کردند. فقط صدای جیغ ما از ترکیدن بخاری نگاهشان را به ما برگرداند. ریز ریز…
سوسیالیسم طلوع خواهد کرد و این طلوع بسیار نزدیک است. - نوشتهی روی یک تانک دستساز -
دیوارنویسی زبان مشترک شورش و انترناسیونالترین رد پای انقلابیون در دنیاست؛ " جنبش جوانان انقلابی" از دیوارنویسیهای زمان انقلاب در کوبانی
خانهی مردم کوبانی؛ اینجا از اولین مراکزی ست که به محض عقبنشینی داعش بازگشایی شده و به موازات کانتون کار میکند؛ وارد که میشوی مردم در حیاط نشستهاند، مثل همیشه با یک معرفی مختصر و سلام و احوالپرسی به چای…
گلهای رنگین کوبانی؛ اینجا زیباترین، امنترین و شادترین پناهگاه ماست؛ نفی انضمامی ویرانگی؛ عینیت نفی از درون! اینجا مرکز فرهنگ و هنر کوبانیست، و بچهها در حال آموزش سرود و موسیقی؛ رفیق درپج و دغدغههای انسانی و عزیزش برای بازگرداندن…
آمده بوده که انتحاری بزند اما نرسیده به مقصد منهدم شده است. میگویند آن روزها دهها بار آمدند و نرسیدند و در میانهی راه ماندند. همان زمان آنارشیستهای د.ا.ف و کمونیستها روی پیکر منفجر شدهاش علامت گذاشتند تا مرکب داعشیها،…
امید یعنی پیدا کردن بلوکهای سالم میان ویرانهها؛ یعنی آفتاب دادن قالیهای باقیمانده؛ یعنی سماورت را بیاوری کوچه و هر رفیقی را صدا کنی؛ امید یعنی دنبال اسباببازی گشتن میان مخروبهها؛ امید گلهای بنفشهایست که توی باغچهی بابا روی گلولهی…
همه جا هستند؛ همه جا! همین دیروز یکیشان در محل بازی بچهها منفجر شد؛ بارش باران و گرمای بیشتر از ۴۰ درجه به سادگی منفجرشان میکند؛ به سادگیِ دست و پاهای جدا شده؛ به سادگیِ صدای انفجار که انگار تمام…
هرگونه استفادهی غیرانحصاری از انتشارات «منجنیق»، حتا بدون ذکر منبع، آزاد است