آخرین انتقام سیدعلی از مردم، زمان و نحوهای بود که کشته شد. در دورانی که سربازان گمنام و شناس تحت امر او، به مدت دههها هر امکان مترقیای درون جامعه را در هم کوفتند و نابود کردند. هر تشکل صنفی و جمع سیاسی و حرکت اجتماعیای را که میتوانست به نحوی جامعه را سازمان بدهد یا در خدمت آن قرار بگیرد. نشریات را توقیف کردند، فعالان صنفی را اخراج و زندانی کردند، دهنبند زدند و دستبند زدند. ترور کردند و گلو فشردند و سینه دریدند. بودجههای کلان امنیتی به کار بستند که با کوبیدن «چپ» مسیر انکشاف سرمایهداری نئولیبرال اسلامی را بر استخوانهای خردشدهی طبقهی کارگر بگشایند. تشکلهای زنان را در هم کوبیدند. نهادهای خودجوش و خودآیین شکلگرفته در میان ملتهای تحت ستم را با امنیتیترین برخورد ممکن نابود کردند. و در مقابلِ بارها خروش خشم فرودستان و بهحاشیهراندهشدگان از دیماه ۹۶، نه تنها یک قدم از ستمگرانهترین «اصلاحات اقتصادی» کوتاه نیامدند، بلکه دولت در دولت این سیاستها را تشدید کردند و پیش بردند تا اکنون که گرسنگی و سوتغذیه، عدم دسترسی به درمان و آموزش و مسکن دیگر استثنا نیست بلکه یک اپیدمی گستردهی اجتماعی است. قتلعام در خیابان با گلوله و همزمان قتلعام خاموش کسانی که پیش از این هر سنگری که داشتهاند، حتا هر چیزی که شبیه سنگر داشتهاند را دژخیمان تحت فرمان رهبر عظما در هم کوبیدهاند.
و حالا او که بر حسن اجرای تمام این سیاستهای سرکوب تام و تمام از یکسو و توأمان تشدید انواع ستم با بیشترین شدت از سوی دیگر نظارت داشته و فرمان داده و پیش برده، در لحظهی نابودی کامل امکانهای مقاومت جمعی، در لحظهی فرمانروایی استیصال و ناچاری، در لحظهای که محتملترین جایگزینها برای او یا رژیمی که او نمایندگیاش میکرد، اگر از خود او تباهتر نباشند، دستکمی از او نخواهند داشت، ناگهان محو شده و زیر خروارها خاک رفته است. در دورانی که پیششرط باقی ماندن جایگزینهای دروننظامی او کنار آمدن با نظم مسلط جهانی، آن هم نظم مسلط جهانی عصر ترامپ و نتانیاهو خواهد بود و هژمونترین نیروی اپوزیسیونش جریانی فاشیستی که از حالا اعلام کرده است که دمار از گردهی همه، و بهویژه طبقات فرودست خواهد کشید.
اینکه در این لحظات بسیاری از محو خامنهای خوشحالند قابل فهم است، حتا قابل همدلی است لااقل تا جایی که این شادی شمایل تصنعی نداشته باشد. اما دلشوره و خوف از روزهای آینده، از امکانهای یکی از یکی بدتر پیشِ رو خبر هولناکی است که آنکه میخندند، بدون ضربان قلب و کابوس، هنوز آن را نشنیده است. در مورد این آینده بیشتر خواهیم گفت.
اسفند ۱۴۰۴