در فلاخن دویست و هشتاد و چهارم از این میخوانیم که چگونه میتوان هم مخالف تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران بود، هم در صورتبندی انفعالی «نه این/ نه آن» محصور نشد و هم امکان تداوم مبارزهی طبقاتی با جمهوری اسلامی را مسدود نکرد. در این فلاخن به این مسئلهی مهم و استراتژیک میپردازیم که نحوهی مخالفت با تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی چگونه باید باشد که پیشاپیش تداوم پیکاری رهاییبخش را درون خودش تعبیه کند و به خلع سلاح فرودستان در مقابل نظمی ستمگرانه منجر نشود. در این فلاخن از جهتگیری ضدپرولتری اعتراضات دیماه آغاز میکنیم، از آن لحظهای که ترکیبی از فلاکت و استیصال دشمن طبقاتی پرولتاریا را در اشکال گوناگون در مقام آلترناتیوی ایجابی برکشید. آنگاه به سناریوهای محتملی میپردازیم که میتوانستند در پی تجاوز اخیر روی دهند و نیز به واقعیت عینیای که اکنون و در شرایط آتشبس با آن مواجهیم. در دویست و هشتاد و چهارمین فلاخن به خصلتهای جمهوری اسلامیای اشاره میکنیم که تهاجمی امپریالیستی را پشت سر گذاشته است و به این میپردازیم که اگر تجاوز امپریالیستی تا نقطهی نهایی خود تداوم مییافت و به سقوط جمهوری اسلامی منجر میشد، بدیلهایی نظیر سازمان پهلوی و کنگرهی آزادی چه نظم جایگزینی را نمایندگی میکردند. از درون همین بررسی است که از منظر منافع تاریخی طبقهی کارگر به بررسی نسبت یک نیروی چپ انقلابی با هر کدام از این احتمالات میپردازیم، از تفاوت «ترجیح» و «تجویز» میگوییم و از اینکه آنچه توسط جریانات چپنمای محور مقاومتی بهعنوان تنها شکل مداخله در لحظهی تجاوز امپریالیستی تجویز میشود در واقع چیزی نیست غیر از تجهیزی ایدئولوژیک و سیاسی برای تحکیم جمهوری اسلامیای که از جنگ باقی مانده و به همینمعنا جهتگیریای عمیقن ضدپرولتری است. در فلاخن دویست و هشتاد و چهارم به ابعاد هولناک سناریوهای رژیمچنجی میپردازیم، روشن میکنیم بدیل سازمان پهلوی و بدیل کنگرهی آزادی از منظر طبقهی کارگر و خیر عمومی تفاوت اساسیای با هم ندارند و از تفاوت انقلاب با رژیمچنج مینویسیم؛ از دستور کاری ضروری و مبرم که تنها راه ممکن رهایی و نیز مقاومت در برابر امپریالیسم است.
فلاخن دویست و هشتاد و چهارم را اینجا بخوانید
اردیبهشت ۱۴۰۵ | نسخهی ورد
