اکنون و بعد از برگزاری ششمین جلسه‌ی آنلاین تحت عنوان «به سوی سازمان انقلابی»، زمان آن رسیده است که نگاه کوتاهی به پشت سر بیندازیم و افق و چشم‌اندازی را در پیشِ رو ترسیم کنیم.

قدم‌های آنلاین به سوی سازمانی آفلاین

در هیاهای جنگ و خطر فاشیسم تصمیم گرفتیم سلسله‌جلسات بسته‌ی آنلاینی برگزار کنیم و در آنها به چیزی بپردازیم که در متن «در انتظار آن سازمان پاک اهورایی» از سلسه‌یادداشت‌های «آنچه یک انقلابی باید بخواند» چنین صورت‌بندی شده بود: «امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که دیگر لزوم وجود "سازمان" سیاسی به امری بدیهی بدل شده و غیر از معدود گرایش‌هایی که هم‌چنان در ستایش بی‌سازمانی شعرهای منثور می‌سرایند، به نظر می‌رسد دست‌کم در میان چپ، توافقی عمومی در مورد لزوم وجود یک یا چند سازمان سیاسی وجود دارد. با این وجود حیرت‌برانگیز است که به‌رغم چنین توافق و تفاهمی، آنچه که در بسیاری موارد به‌عینه قابل مشاهده است کمترین ربطی به روندی دارد که به تاسیس یا ساختن یک سازمان سیاسی مربوط باشد» و تاکید کرده بودیم «هر سازمانی را باید ساخت».

ما برای برگزاری این جلسات به دو نکته اندیشیدیم. اول: چنان‌که در این جلسات هم تاکید کردیم قصد ما به هیچ‌وجه تاسیس سازمانی در دیاسپورا نبود و نیست؛ اما در شرایطی که با قطعی اینترنت ساکنان ایران امکان دسترسی به اینترنت را نداشتتد یا دسترسی به اینترنت به‌سختی و با صرف هزینه‌های مادی گزاف ممکن بود، روشن است که خطاب ما پیشاپیش رو به خارج از کشور می‌بود. در عین‌حال برای ما روشن بود باید فاصله‌ای از فکاهی‌های اینترنتی‌ای که آنلاین سازمان تشکیل می‌دهند و در همان جلسه‌ی اول به مرحله‌ی تقسیم مسئولیت هم می‌رسند، حفظ کنیم. بنابراین خطاب فراخوان‌هایمان را مشخص کردیم و تصمیم گرفتیم با خطابی مشخص و محدود، عملن در خانه‌ی آنهایی را که گمان می‌کردیم باید خطاب قرار بگیرند، بزنیم.

مسئله‌ی دوم برای ما این بود که به هیچ‌ترتیبی برگزاری این جلسات در پرتو تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران و تدارک آشفته و سراسیمه‌ی بخشی از اپوزیسیون در وهم و رویای جایگزینی جمهوری اسلامی، فهمیده نشود. به همین دلیل عامدانه و آگاهانه زمانی فراخوان اول را در ۵ فرودین منتشر کردیم که دیگر به‌تمامی آشکار شده بود این تجاوز به هر نتیجه‌ای منجر شود، به سرنگونی جمهوری اسلامی منتهی نخواهد شد. هرچند به‌رغم این دغدغه و دقت، از جانب برخی افراد که تعدادی از آنان چند ماهی بود با مفهوم «امپریالیسم»آشنا شده بودند، به این موضوع متهم شدیم چون اعتقاد داشتند «وسط جنگ» وقت این حرف‌ها نیست و تنها کار لازم «وسط جنگ» افتتاح بنگاه خیریه و تاسیس کانال یوتیوب شخصی است و لاغیر. آیا این شوالیه‌ها بعد از جنگ کار متفاوتی می‌کنند؟ روشن است که خیر!

در هر صورت از فراخوان اول در مرحله‌ی نخست استقبال نسبتن گسترده‌ای شد. (نسبت به فراخوان‌های این‌چنینی و در این گستره) ما البته این استقبال اولیه را به ریش نمی‌گیریم و کم‌وبیش گمان می‌کنیم استقبال از این فراخوان بر حسب عادتی مالوف بود که بارها آن را در دوره‌های بحران آزموده‌ایم؛ کسانی آسیمه‌سر دور هم جمع می‌شوند تا این‌بار دیگر به مسئله‌ی اصلی که همانا «سازمان نداشتن چپ» است پاسخ بدهند، گاهی اقدامات مفیدی هم می‌کنند و همواره با فروکش بحران پراکنده می‌شوند و «مسئله‌ی اصلی» نیز بر جا می‌ماند. هرچند از بیگ‌اکانت‌ها و اینفلئونسرها و یوتیوبرهای چپ که شبانه‌روز در مورد «سازمان» منبر می‌روند و برند ناله از «بی‌سازمانی» را مصرف می‌کنند، خبری نبود و این به خودی خود نشان می‌داد تا همین‌جا هم پیغام شفاف و روشن بوده است اما با حرکت از همین شناخت و تجربه برای کسانی که به شرکت در جلسه ابراز تمایل کرده بودند، پیغام دومی فرستادیم که در آن تلاش کرده بودیم نشان دهیم پای اقدام جدی‌تری در میان است. از جمله از کسانی که به ایران رفت‌وآمد می‌کنند خواسته بودیم با نام مستعار و صدای تغییریافته در جلسه شرکت کنند و به اعضای احزاب و سازمان‌های موجود پیشنهاد کرده بودیم از شرکت در جلسه منصرف شوند، چون الساعه عضو چیزی هستند که ما می‌خواستیم در مورد چرایی و چگونگی تاسیس چیزی متفاوت با آن گفتگو کنیم. البته که پیش از این و پس از این نیز، همواره رو به گفتگو و مذاکره با کسانی که بتوانند حزب یا سازمان سیاسی خودشان را نمایندگی کنند گشوده‌ بوده‌ایم و خواهیم بود.

این سلسله‌جلسات ابتدا در پنج نوبت برگزار شد که فراخوان آنها خطاب به رفقای ساکن در «آلمان»، «ترکیه»، «شمال قاره‌ی آمریکا»، «غرب اروپا» و «استرالیا» بود. بنا داشتیم جلسه‌ی ششم و آخری با فراخوان به رفقای ساکن در مرکز و شرق اروپا هم داشته باشیم که اکنون با توجه به اتصال اینترنت‌های ایران از آن منصرف شده‌ایم؛ در عوض جلسه‌ی ششمی با عنوان «رهایی کوئیر و فمنیسم انقلابی» به میزبانی شاخه‌ی زنان* و کوئیر منجنیق برگزار کرده‌ایم و در انتهای این متن پیشنهاد جایگزینمان برای جلسات لغوشده را مطرح خواهیم کرد. در جلسات پنج‌گانه‌ی اول در مجموع و با توجه به این‌که افرادی بعد از دریافت نامه‌ی دوم از شرکت در جلسه انصراف دادند یا دیگر پاسخی ندادند، بیش‌وکم ۱۲۰ نفر از کسانی شرکت کردند که تا پیش از این در هیچ ارتباط تشکیلاتی‌ای با ما قرار نداشتند. برخی از این جلسات به فراخور خطابی که در آن وجود داشت، بسیار کوچک بودند و برخی بزرگ. آنچه که در جلسات مطرح شد، شاید برخلاف تصور یا تمایل برخی از شرکت‌کنندگان، ارائه‌ی راه‌حل‌های فوری و فوتی نبود بلکه تلاش کردیم هم در فرم برگزاری جلسه و هم در محتوای آن فضای گفتگوی جمعی را حفظ کنیم و نظر رفقای شرکت‌کننده را بشنویم. نه از آن جهت که حرف و ایده‌ی مشخصی برای مطرح کردن نداشتیم بلکه از این جهت که قصد نداشتیم در این جلسات تاسیس چیزی را آغاز کنیم؛ بلکه قصد ما بیشتر این بود که از خلال این گفتگوی جمعی، با طرح سوالاتی که از درون بحث شکل می‌گرفت و ایده‌هایی که مطرح می‌شد، کسانی را بیابیم که می‌توانیم با آنها مسیری را آغاز کنیم و ادامه دهیم. بنابراین کار اصلی، تا جایی که به این جلسات مربوط می‌شد، تازه بعد از برگزاری جلسه آغاز شد. مجموعه‌ای از تماس‌ها و جلسات انفرادی که هم‌چنان در اشکال مختلف و گوناگونی ادامه دارد تا ببینیم در آینده به چه چیزی منجر خواهد شد. منطقن جمع‌بندی جلسه‌ی ششم به شکل دیگری انجام خواهد شد و نکات استراتژیکی را به این جمع‌بندی خواهد افزود.

شاید لازم است یک بار دیگر اینجا تشکر و امتنان قلبی خودمان را از کسانی که در این جلسات حضور یافتند و علی‌رغم تلاش شبانه‌روزی دلاورانی که در نبردهای «استوریک» از هیچ لجن‌پراکنی‌ای برای منصرف کردن افراد از حضور در این جلسات خودداری نکردند، در این جلسات حاضر شدند، تکرار کنیم.

هر کسی هم‌رزمی دارد

در میانه‌ی برگزاری این جلسات بود که تماس‌های گسسته یا جهت‌نیافته‌ی پیشین نیز معنایی جدید یافت. در شرایطی که بخشی از چپ در مواجهه با طغیان خشم برحق فرودستان، برآمدی فاشیستی از درون آن، یک قتل‌عام وسیع و یک تجاوز نظامی امپریالیستی-صهیونیستی؛ به رسم دیرینه و مألوف چند گروه تلگرامی و اینستاگرامی فوری برای اقدام راه انداخت، «افراد» را فرا خواند تا به شکل فراگیر و انقلابی با هم متحد شوند، با سرعت چند رسانه‌ی جدید تاسیس کرد، ائتلاف‌های رسانه‌ای جدید سازمان داد برای فوروارد مشترک، روند تجزیه به گروه‌ها و کلکتیوها را با یک جهش کیفی به روند تجزیه به افراد ارتقا داد و تصمیم گرفت که برای پاسخی «قاطع» به بحران، اینفلوئنسر و یوتیوبر تولید کند یا با آویزان شدن از «چهره»ها بر بحران فائق آید؛ در شرایطی که سراپای وضعیت به شمول خیل عظیمی از کسانی که از سنت‌های متحزب و متشکل می‌آیند، مشوق و مقوم این روندهای ضدتشکیلاتی است؛ پیوستن «صدای ماهی سیاه» و «گروه نویسندگان سرخط» به تلاشی که برای تاسیس سازمان انقلابی با کیفیتی جدید در جریان است و نوع پیوستن آنها، چونان امری یگانه و خلاف‌آمد بود. اقدامی که قدمی به پیش محسوب می‌شد و توأمان خلائی را افشا می‌کرد که بسیاری در حال لاپوشانی آن هستند: خلاء اراده‌ی واقعی‌ای معطوف به سازمان و تشکیلات.

در اطلاعیه‌ی «صدای ماهی سیاه» خواندیم: «از آن‌جایی‌که در جمع‌بندی صدای ماهی سیاه‌ افقِ تأسیس یک سازمان انقلابی [...] دیده شد، تصمیم گرفتیم برای کمک به شکل‌گیری و تولدِ این سازمان از طریقِ بردنِ این "رسانه" زیرِ چتر منجنیق، نخستين گامِ عملیِ خود را برداریم. بنابراین هم‌زمان با روز جهانی کارگران، اعلام می‌کنیم که صدای ماهی سیاه زین‌پس در عینِ حفظِ شخصیتِ مستقلِ خود، بازوی رسانه‌ای تشکیلات منجنیق خواهد بود با این امیدِ پررنگ که تحت آرمان، اصول، انضباط و رزمِ مشترک، فصلِ نوینی را در تاریخ جنبش چپ ایران رقم بزنیم» و در اطلاعیه‌ی سرخط نیز نوشته شده بود: «بر این اساس، ما به عنوان "گروه نویسندگان سرخط" اعلام می‌کنیم از این پس، فعالیت خود را در پیوندی مشخص، متعهد و عملی با پروژه‌ی ایجاد سازمانی انقلابی به محوریت و زیر چتر "تشکیلات منجنیق" ادامه خواهیم داد که از نگاه ما در سال‌های اخیر پای را از "گفتن از سازمان" فراتر گذاشته و تجربه‌هایی عملی از "کار کردن روی آن" را سپری کرده است. ما از مخاطبان‌مان می‌خواهیم که این پروژه‌ را به مثابه‌ی فرایندی زنده و در حال ساخت درک کنند. این یک "انحلال" نیست، بلکه عمق بخشیدن به جهت‌گیری‌هایی است که پیش‌تر نیز حامل آن بودیم. مادیت بخشیدن به ضرورت مداخله در وضعیت است. به تاخیر نیانداختنِ به دل میدان زدن است. آن‌چه همواره در شرایط سخت و خطیر به نام "حفظ نیرو" گفته می‌شود، اگر به تعویق عمل بینجامد، به قول امیرپرویز پویان، چیزی جز همان تئوری بقا نیست؛ بقای بی‌اثر، بقای منفعل، بقایی که در نهایت به حذف می‌انجامد». معنای واقعی این فرازها همان معنای واقعی، مادی و انضمامی «پیوستن» است و از این‌جهت خلاف‌آمد که در این پیوستن از پیش شرایط و امکانات گسستن تعبیه نشده است، جمع شدن چیزها در کنار هم نیست بدون این‌که «جمع»ی شکل بگیرد، اعلام پذیرش التزام و ادغام در اراده‌ای جمعی و سازمان‌یافته است، با تمامی امکانات و جوانب.

نکته‌ی مهم بعدی گسستی درون‌ماندگار از سنت و دستور کاری است که تا به امروز به این دو رسانه حاکم بوده است. گسستی که با صراحت و صداقتی انقلابی در شمایل جمع‌بندی انتقادی روندی که تا به امروز در این دو رسانه پیموده شده در اطلاعیه‌های صادرشده بازتاب یافته است. مایلیم در همین لحظه تاکید کنیم این جمع‌بندی انتقادی، این گسست درون‌ماندگار و این کیفیت از پیوستن تنها حاصل مواجهه‌ای صادقانه با اضطرار عمل انقلابی است. روشن است که تاریخ و مبارزه چک تضمینی نیست و شکست بخش جدایی‌ناپذیری از امکان‌های پیش روی هر مبارزه‌ی انقلابی است؛ با این وجود شکست تنها زمانی شکستی واقعی در مبارزه‌ای واقعی است که در هر مرحله از ناکامی، ریشه‌های بنیادین و درونی شکست را تشخیص دهد و پاسخی متناسب و مناسب با این تشخیص را در پیش نهد، پاسخی که بخواهد از منطق بنیادین شکست گسست کند. در غیر این صورت تکرار شکست در چرخه‌ای تکراری و بدون گسست، البته می‌تواند شکل ملال‌آوری از عرفان یا سرگرمی جمعی به قصد گذران وقت باشد اما بدون شک «مبارزه» نیست، چرا که نیروی پیش‌برنده و معیار سنجش هر مبارزه‌ای اراده‌ی معطوف به پیروزی به جای انجام وظیفه و برداشتن قدم‌های قابل سنجش به سمت آن است.

و اکنون قدم بعدی

نوشتیم که از این‌پس آن سلسله‌جلسات بسته‌ی آنلاین پنج‌گانه‌ی «به سوی سازمان انقلابی» را متوقف خواهیم کرد اما برگزاری جلسات دیگری به‌صورت آنلاین یا حضوری در دستور کار ماست. با این‌وجود قضایا به برگزاری جلسات ختم نخواهد شد. قبلن بارها نوشته‌ایم که «هر سازمانی را باید ساخت» و این به‌معنای درگیر شدن عملی در جزئیات این ساختن است؛ پروسه‌ای پایان‌ناپذیر و مداوم از سازماندهی جزئیاتی که در یک کلیت نظام‌یافته و ایجابی می‌تواند راه‌هایی را بگشاید، مسیرهایی را هموار کند و امکاناتی را برای مبارزه‌ی انقلابی پیشِ رو بگذارد. ما مشغول چنین ساختنی هستیم و آن را گسترش خواهیم داد.

اقتصاد بازنمایی و لایک و منطق نئولیبرالی حاکم بر فضای مجازی البته تلاش می‌کند به ما بقبولاند تنها زمانی وجود داریم که دیده شویم. تاسیس و گسترش یک سازمان انقلابی، که منطقن بخش عظیمی از مبارزه‌ی آن باید با دقت مخفی و پنهان شود اما نمی‌تواند تسلیم منطق وضعیتی شود که با آن سر ستیز دارد. ساختن یک سازمان انقلابی و مخفی نگاه داشتن مبارزه‌ی آن از نگاه خیره‌ی پلیس، باید فاصله‌ی خودش را از اشتیاق برای دیده شدن بیشتر و جلب توجه عمومی حفظ کند، بی‌آن‌که این مخفی شدن به معنای کم‌اهمیت شمردن وظایف تبلیغی و ترویجی یک سازمان سیاسی باشد. بنابراین ما تنها چیزهایی را بازتاب خواهیم داد و بازنمایی خواهیم کرد که ضرورت دارد بازنمایی شوند.

در عین‌حال می‌دانیم هستند رفقایی در خارج از کشور که امکان حضور در جلسات بسته‌ی آنلاین پیشین را بنا به هر دلیلی نیافتند و رفقایی در داخل کشور که هنگام برگزاری این جلسات به اینترنت دسترسی نداشتند اما امکان قرار گرفتن ما در یک سنگر مشترک وجود دارد. مشتاقانه منتظریم که این رفقا با ما تماس بگیرند و با هم قرارهایی را برای گفتگو تنظیم کنیم. بنابراین اگر نتوانستید در جلسات پیشین شرکت کنید، اگر در کشورهایی زندگی می‌کنید که در فهرست جلسات برگزارشده نبودند، اگر اعتقاد دارید لازمه‌ی نبرد و پیکاری رهایی‌بخش سازمان یافتن و سازماندهی است، یا اگر به سادگی در مورد آنچه ما می‌خواهیم انجام بدهیم و در حال انجام آن هستیم سوال و ایده‌ای دارید، بدانید که ما شما را خطاب قرار داده‌ایم و منتظریم که با ما تماس بگیرید.

خرداد ۱۴۰۵