در دویست و هشتاد و پنجمین فلاخن «کمیته‌ دانشجویی اول اردیبهشت» از دانشگاه اسفند ۱۴۰۴ می‌نویسد، از دانشگاهی که با شعارهای ارتجاعی حامیان رضا پهلوی اشغال شد و از این می‌خوانیم که چرا این «اشغال» پدیده‌ای دفعتی و ناگهانی نبود. در این فلاخن از این می‌خوانیم که مابه‌ازای دانشگاه طبقاتی چگونه در ظهور دانشجویان سلطنت‌طلب متجلی شد، چگونه سنت مبارزاتی دانشگاه با واگذاری محتوای طبقاتی آن قدم به قدم عقب نشست و دلایل ساختاری این عقب‌نشینی چه چیزی بود. در فلاخن دویست و هشتاد و پنجم از تمام آن وقایعی می‌خوانیم که پیش از این نشان می‌داد ترکیب نیروهای سیاسی حاضر در دانشگاه چه تغییراتی کرده است اما جدی گرفته نشد، از چیزهایی که باید ادامه و ارتقا می‌یافت تا وضع چنین نباشد اما ادامه و ارتقا نیافت و از اشتباهاتی که نباید تکرار می‌شد اما نه‌تنها تکرار شد بلکه بعضن با اشتباهات به‌مراتب بدتری جایگزین گشت. هم‌هنگام در این فلاخن نگاهی می‌اندازیم به روند انسجام یافتن «سازمان پهلوی» در دانشگاه‌ها، از این‌که چگونه در مدتی کوتاه یک گفتار پراکنده و نامنسجم مابه‌ازای سازمانی یافت، نقش ارگان دانشجویی سازمان پهلوی در این انسجام چه بود و در مقابل چپ دانشجوییِ هنوزموجود چگونه روندهایی را آغاز کرد که با جایگزینی «تکثر» به جای «انسجام»، ناگزیر به تجزیه و پراکندگی بیشتر منتهی شد. در فلاخن دویست و هشتاد و پنجم از دانشگاهی اشغال‌شده می‌خوانیم، از چیزهایی که باید متوقف شود و چیزهایی که نباید تکرار شود، از این‌که روندهای موجود اگر ادامه یابد اوضاع به‌مراتب وخیم‌تر از اکنون خواهد شد و از این‌که به‌جای پناه بردن به «تکثر»ی که مسیر را برای گسترش سازمان پهلوی هموار کرده است و خواهد کرد باید به سمت انسجامی ایجابی در ایده و عمل انقلابی گام برداشت.

فلاخن دویست و هشتاد و پنجم را اینجا بخوانید

تیر ۱۴۰۵ | نسخه‌ی ورد