در قسمت دوم از این گفتوگو عتیق اروند پژوهشگر، مبارز سیاسی و عضو حلقهی پل سرخ از تجربهی انجیاوئیزه شدن جامعهی افغانستان در دوران جمهوری میگوید؛ جمهوریای که با اشغال نظامی افغانستان آغاز شد و با اتمام اشغال، پایان یافت. او از این میگوید که چگونه همهچیز در افغانستان تبدیل به «پروژه» و محل کسب درآمد شد، از رسانههای وابسته به اشغالگران، از پولیسازی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، از «دست غیرنظامی امپریالیسم» درون جامعه و از انحصار تجاری مطالبات مردمی. اروند در این گفتوگو توضیح میدهد برخی سازمانها و افراد چپ و همچنین فعالان باسابقهی جنبش زنان نیز در جامعهای خریداری شده آلودهی دلار شدند و چهگوارا به قیمت مقطوع در خیابانهای افغانستان به فروش رفت. در همین توضیحات است که میفهمیم چنین شرایطی چگونه شرایط نفوذ جمهوری اسلامی را نیز به میانجی آموزکشدهها و بورسها و موسسهها فراهم کرد و چگونه این سرمایهگذاریها در وقت مقتضی علیه مهاجران افغانستانی در ایران به کار آمد. اروند از تبعات اجتماعی انجیاوئیزه شدن جامعهی افغانستان میگوید، از ناامیدی جمعی و بیاعتمادی جمعی به هر حرکت اعتراضی، از بیحیثیت شدن فیگور «روشنفکر» بهعنوان «نوکر آمریکا» و بیاعتبار شدن مفهوم «دموکراسی». در این گفتوگو از جامعهای میشنویم که سالها پیش از رسیدن طالبان به دروازههای کابل خلع سلاح شده و تمامی امکانات مقاومت در برابر طالبان را از داده بود، از جامعهای سیاستزداییشده، خریداریشده و نابود شده و از بلعیده شدن جامعه توسط سرمایهداری که انجیاوها یکی از چنگالهای آن بودند. شنیدن این حرفها از آن رو برای ما اهمیت دارد که افغانستان به نحوی بخشی از آیندهی ما را تجربه کرده است، مایی که دیاسپورای تبعیدیمان در روندی چند دههای انجیاوئیزه شده و بودجهبگیرها و پروژهبگیرها حتا به مفهوم «انقلاب» و «انقلابی» نیز دستاندازی کردهاند و هان ای دل عبرتبین.
مرداد ۱۴۰۵