در فلاخن دویست و هشتادم از صنعت رژیم‌چنج و نقش‌آفرینان داخلی و خارجی آن می‌خوانیم و از این‌که قدمت منطق برسازنده‌ی این صنعت به ماموریت‌های «متمدن‌سازی» در دوران استعمار بازمی‌گردد. در این فلاخن از رژیم‌چنج به مثابه صنعتی می‌خوانیم که در آن علاوه بر نیروهای سیاسی و نظامی، رسانه‌ها و جامعه‌ی مدنی نیز باید نقش‌آفرینی کنند و میانجی ایفای این نقش افراد و نیروهایی هستند که باید بتوانند آن را به تحرک وادارند که در نمونه‌ی ایران نویسندگان نقش رضا پهلوی و حامیان او، هم‌چنین نقش افرادی مانند مسیح علی‌نژاد را بررسی می‌کنند. در دویست و هشتادمین فلاخن از این می‌خوانیم که چگونه صنعت رژیم‌چنج بر بازنمایی مردانگی‌های کژدیسه و زنانگی‌های مطیع و نیازمند نجات تمرکز دارد و برای این منظور چگونه سوژگی مبارزاتی زنان را به کمک مزدوران و همکاران محلی‌اش، انکار می‌کند و نادیده می‌گیرد تا مداخله‌ی بیرونی نجات‌دهنده را مشروع و ضروری جلوه دهد. در این فلاخن می‌خوانیم که چگونه صنعت رژیم‌چنج از میل مشروع زنان برای آزادی سواستفاده می‌کند تا خشونت ساختاری را از طریق کشتار، سلب مالکیت و ناممکن‌سازی زندگی بازتولید کند و برای این منظور تصمیم می‌گیرد صدای کدام «زن ایرانی» باید به گوش برسد و کدام زنان و مبارزه‌ی آنان حتا اجازه‌ی سخن گفتن نداشته باشند.

فلاخن دویست و هشتادم را اینجا بخوانید

آبان ۱۴۰۴ | نسخه‌ی ورد