در حاشیهی ترجمهی فارسی "مارکس و گاندی لیبرال بودند"
در دویست و هشتاد و سومین فلاخن رفقای «کمیتهی کوئیرهای کمونیست» در حاشیهی انتشار ترجمهی متنی از آندریا دورکین به فارسی و استقبال بخشی از فمینیستهای چپ و رادیکال از آن، به نقد مقالهی منتشرشده از دورکین، نظریات فمینیستی او بهطور خاص و بهطور عام آنچه بهعنوان «فمینیسم رادیکال» شناخته میشود، پرداختهاند. در این فلاخن نشان داده میشود محدودیتهای نظری دورکین از کجا ناشی شده، دلیل کنار گذاشته شدن او از جانب فمینیستها و کوئیرها چه بوده و بازگشت به دورکین و ترویج نظریات او چه مخاطراتی را به دنبال دارد. در فلاخن دویست و هشتاد و سوم از این میخوانیم که دورکین نقد اخلاقی را جایگزین تحلیل مادی میکند، ساختار را به ذات تقلیل میدهد و به ناچار با دگرجنسگرایی به مثابه نفرین و با کار جنسی و پورنوگرافی به عنوان جرم برخورد میکند. روندی که به ناگزیر و در جهان واقعی او را به همکاری با راستگرایان مذهبی و محافظهکاران میکشاند. در این فلاخن همچنین از افق فمینیسم مارکسیستی-کوئیر در مورد بازتولید و خانواده میخوانیم، از اینکه چگونه سرمایهداری جنسیت را تولید میکند، از چشماندازی برای الغای جنسیت بهمثابه رابطهای تولیدی و از اجتماعیسازی رهاییبخش ساختار خانواده. در فلاخن دویست و هشتاد و سوم همچنین از این میخوانیم که چگونه درک دورکین از تضاد جنسیتی بهعنوان تضاد اصلی نظریهی او را در بنبست قرار میدهد، چگونه تلقی او از رابطهی جنسی او را به طرفداری از سیاستهای انتظامی علیه کار جنسی و همگرایی با راست مذهبی میرساند و چگونه ذاتگرایی او منطقن به انکار ترنسها منتهی میشود. دویست و هشتاد و سومین فلاخن متنی است برای دفاع از فمینیسمی که چشمانداز آن اجتماعیکردن کار مراقبتی، کنترل جمعی بر بازتولید و الغای هر ساختاری که بدن را به ابزار بدل میکند، باشد در مقابل آنچه که نه توان گذر از ساختارهای موجود را دارد و نه امکان جلوگیری از بازتولید آنها را.
فلاخن دویست و هشتاد و سوم را اینجا بخوانید
آذر ۱۴۰۴ | نسخهی ورد
