در فلاخن دویست و هشتاد و ششم از این می‌خوانیم که چرا پس از کشتار دی‌ماه و نیز تجاوز نظامی به ایران هم‌چنان مبارزات صنفی اهمیت استراتژیک خودشان را حفظ کرده‌اند. در این فلاخن از پیامدهای اجتماعی و سیاسی کشتار دی‌ماه می‌خوانیم، از احیای اشکال جدیدی از اصلاح‌طلبی و هم‌زمان تثبیت درکی از براندازی که توام است با نفی اشکال واقعی، ضروری و تدریجی تکوین مبارزه‌ی اجتماعی و از این‌که چرا مخالفت با اصلاح‌طلبی نه تنها ربطی به نفی مبارزات صنفی ندارد، بلکه از قضا با چشم‌انداز یک مبارزه‌ی انقلابی است که باید هم‌چنان از مبارزات صنفی دفاع و در آن مداخله کرد. در دویست و هشتاد و ششمین فلاخن از رویکرد جبهه‌ی ناهمگون براندازی به مبارزات صنفی می‌خوانیم، از خواست و تمایل آنان برای تهی کردن مبارزات صنفی از محتوای طبقاتی‌اش و همدلی آنان با سرکوب مبارزات صنفی یا هرگونه سازمان‌یابی مستقل در پایین. و نیز از این‌که مبارزات صنفی با جمع‌بندی تجربه‌ی اعتراضات دی‌ماه نیازمند چه تغییراتی است، چرا باید مبارزه‌ی صنفی به مبارزه‌ی طبقاتی فرا بروید و این مسیر چگونه گشوده خواهد شد. در فلاخن دویست و هشتاد و ششم از این می‌خوانیم که خیزش توده‌ای به مثابه یکی از لحظات استراتژیک هر انقلابی چه مقدمات و چه پیامدهایی باید داشته باشد، باید بخشی از چه چیزی باشد و این چه ربطی به مبارزات صنفی دارد و متوجه می‌شویم که چرا هم اپوزیسیون دست‌راستی برانداز و هم انواع جناح‌های حکومتی هم‌چنان از مبارزات صنفی هراس دارند.

فلاخن دویست و هشتاد و ششم را اینجا بخوانید

شهریور ۱۴۰۵ | نسخه‌ی ورد