sahand
رگ. شعر و صدای سهند آقایی

«رگ» شعری است از سهند آقایی. «چشمانِ ببرِ بی‌‌وطن، آتش!/ دانشگاه را ببندید لطفن!/ کندوی کلاس‌ها آتش!/ غَرَض را با تو راه‌رفتن است جانا!/ لگد کن این شعرها را/ کمانچه‌ها آتش!/ دورِهمی‌های این بچّه‌شمن‌های بیهُده‌سَر، آتش!/ انجمن‌های توّابِ اتاقک‌های اصلاحات،/…

samad
جُنگ قاصدک. ویژه‌ی صمد بهرنگی

ترانه‌ی همبستگی با صدای سیمین قدیری و آهنگ‌سازی بابک بیات/ درباره‌ی صمد با صدای احترام برومند/ ترانه‌ی صبح نامازی (نماز صبح) سروده‌ی محمود قبه‌زرین و صدای یعقوب ظروفچی/ صمد که بود با صدای غلامحسین ساعدی و ترانه‌ی باغ بهرنگ

alen
مرگ بر گوش ون‌گوگ. آلن گینزبرگ. ترجمه و صدای پگاه احمدی

شاعر کشیش است/ پول، دخل روح آمریکا را آورده است/ کنگره در شیبِ ازلی درهم شکسته است/ رئیس جمهور، ماشین جنگی‌ای ساخت که استفراغ خواهد کرد و از کانزاس، روسیه بیرون خواهد کشید

korosh
گریس‌های زیر ناخن‌ات. شعر و صدای کوروش قبادی

کوروش قبادی شاعر طبقه‌ی خودش است. درست به همین دلیل است که فقر در شعرهای او فضیلت نیست، فلاکت است. در این شعرها از کارگران خواهید شنید و از روزی که دفن می‌شوند، از بکت و لنین، از لباس‌های نو، گریس‌های زیر ناخن و آپاچی‌های جوخه‌ی اعدام

shahyar3
سیزده _ به دلاوران سیاهکل

به یاد آوردن سیاهکل در زمانه‌ی تسلیم هیچ نسبتی با واقعیت ندارد غیر از این‌که خودِ واقعیت را زیر مهمیز پرسش بگیرد. در کدام نکبتی زندگی می‌کنیم که حتا جسارت به یاد آوردن سیاهکل را نیز از ما گرفته‌اند؟

mahrooman
سازی برای محرومان

انتشار این ترانه‌سرود، با همین شمایل موجود دعوتی است به یادآوری. به یاد آوردن انقلابی که مانند این صدا از ما دست نمی‌کشد تا از آن دست نکشیم. انقلابمان را به یاد می‌آوریم.

fery2
یادداشت‌های شهر شلوغ. داستان و صدای فریدون تنکابنی

در این برنامه شش داستان کوتاه از مجموعه‌داستان «یادداشت‌های شهر شلوغ» نوشته‌ی فریدون تنکابنی را با صدای نویسنده خواهید شنید. فریدون تنکابنی، به دلیل نوشتن این کتاب بازداشت و روانه‌ی زندان شد

saedi-site
داستان پادگان خاکستری. غلامحسین ساعدی

در سالروز مرگ غلامحسین ساعدی، تبعیدی‌ترین نویسنده‌ی ایرانی در پاریس، داستان کوتاه «پادگان خاکستری» از مجموعه‌داستان «آشفته‌حالانِ بیداربخت» را با اجرای امید کشتکار بشنوید

ana
تمرین مردن در شمال غربی. داستان و صدای آناهیتا حسینی

داستان «تمرین مردن در شمال غربی» داستانی است از آناهیتا حسینی که در کتاب مه و لاله‌های سیاه منتشر شده است، در مورد آنها که در مهاجرت‌های بعد از ۸۸ سرگردان شدند و آنهایی که در سال کودتا رفتند و هرگز بازنگشتند، آنها که گمشان کردیم

che
سرود چه‌گوارا

چه‌گوارا را در اعماق جنگل‌های بولیوی با مداخله‌ی مستقیمِ بشردوستانه‌ی مستشاران آمریکایی تیرباران کردند و جنازه‌اش را به نمایش گذاشتند تا خلق با چشم‌های خودش ببیند که آن پیامبر شورشی را کشته‌اند، چه‌گوارا پیش از مرگش اما پیامش را بلند رسانده بود