
متحد نشویم، منظم شویم
یکی دیگر از برندهای باب روز، که همبسته با «برند سازمان» در فضای جنبش چپ و کمونیستی به وضوح به چشم میآید مسئلهی «اتحاد» است. مسئلهی اتحاد البته مسئلهی جدیدی نیست و بیش و کم همزمان با سرکوب انقلاب ۵۷ در دستور کار بوده است

مردمکشی در ساعت شش عصر | گزارشی از بروجرد
زمان زیادی از دیماه نگذشته بود. از تا دم مرگ کتک خوردن جوانی که گلوله خورده و از جمجمه شکافتهشدهی انسانی که مغزش روی پیادهروهای بروجرد پخش شده بود. از دیماه خونینی که از آن فقط خاطرهی کشتار و سوگواریاش باقی مانده بود

در انتظار آن سازمان پاک اهورایی
امروز به نقطهای رسیدهایم که دیگر لزوم وجود «سازمان» سیاسی به امری بدیهی بدل شده و غیر از معدود گرایشهایی که همچنان در ستایش بیسازمانی شعرهای منثور میسرایند، به نظر میرسد توافقی عمومی در مورد لزوم وجود سازمان سیاسی وجود دارد

مرگهایی که شمرده نمیشوند | گزارشی از مریوان
در جنگ ۱۲روزه پایگاه نظامی «بردهرهشه» و «بهیهڵە» در مریوان تنها محلهایی بودند که مورد اصابت قرار گرفتند و اینبار هم جنگ با بمباران همین دو مکان به مریوان رسید. روز دوشنبه ظهر ۱۱ اسفند بود که صدای موشکها بلندتر از قبل شد

گرسنگی زیر موشک | گزارشی از جاجرود
این متن گزارشی است از زبان یکی از روابط کارگری ما که در یکی از کارخانههای قطعهسازیِ طرف قرارداد با سایپا مشغول به کار است. قراردادهای این کارخانه با سایپا بهگونهای تنظیم شده که مقدار معینی قطعه باید در زمان مشخص تولید و تحویل داده شود

نوروز با نوای انفجار و مرگ | گزارشی از تهران
الان صبح روز اول سال است، صدای جنگنده در خانه پیچیده، پاهایم را روی زمین فشار میدهم و سعی میکنم سرعت تایپ را بیشتر کنم تا شاید زوزهی جنگنده در میان صدای ضربهی روی کیبورد گم و شاید این ترس بیامان تمام شود…

کارگران نظافت خانگی؛ آسیبدیدگان خاموش جنگ
تاثیرات مخرب جنگ و پس از جنگ بیش از همه بر بخش بیثباتکار طبقهی کارگر از جمله کارگران روزمزد، دستفروشها، کسبوکارهای آنلاین و کارگران مراقبتی، خدماتی و نظافتی غیررسمی فرود میآید

«بعدا بهترش رو میسازیم» و نگاهی به تجربهی بازسازی عراق
برای ایرانیهایی که این روزها بارها این جمله را میشنوند که «تخریب زیرساختهای ایران مهم نیست، بعداً بهترش را میسازیم»، تجربهی عراق میتواند همچون یک آزمایش تاریخی تمامعیار در برابر چشم قرار گیرد

نقطهزنی در حاشیه | گزارشی از مهاباد
تمامیِ انفجارها چنانکه ما در مهاباد شاهد بودیم، «نقطه» و «حاشیه» را با هم نابود کرده است. میدانیم در هر محلِ تاکنونیِ انفجارِ بمب، حداقل سربازِ وظیفهای کشته شده است؛ خانههای اطراف انفجار ویران شدهاند، عابرینِ محل کشته یا زخمی شدهاند

شهر ریههای انباشته از نفت سوخته | گزارشی از تهران
ما، همان مردمی که قرار است موضوع آن «رهایی» باشیم، شاید چندی دیگر به خاطر همین دودها دیگر نفس نکشیم. شاید اصلاً وجود خارجی نداشته باشیم که لازم باشد با دوشکاها به ما شلیک کنند. وقتی هوا را نمیشود فرو برد، گلوله دیگر لازم نیست


