
در دویست و هفتاد و هفتمین فلاخن ترجمهی متنی را میخوانیم که در آن تلاش شده میراث فریدریش انگلس برای مبارزهی فمینیستی در زمانهی ما مورد بازخوانی قرار بگیرد

در فلاخن دویست و هفتاد و ششم از چشمانداز طبقاتیای میخوانیم که صدای همبستهای از درون و بیرون حکومت آن را بهعنوان تنها پاسخ موجود به بحران سرمایه در ایران ترسیم میکنند و در این میان برخی آن را «بناپارتیسم» میخوانند

در دویست و هفتاد و پنجمین فلاخن متن مشروحی را میخوانیم از «هستهی یسنای کمیتهی غیبی نسوان» در مورد قراردادهای معلمان مدارس خصوصی و آنچه گاه به زبان حقوقی و گاه با وقاحتی آشکار در میان خطوط آن جاسازی شده است

در فلاخن دویست و هفتاد و چهارم در مورد آموزش آلترناتیو، معنای آن، امکاناتی که برای چنین آموزشی وجود دارد و مابهازای مادی و عملی آن در وضعیت واقعی میخوانیم

در دویست و هفتاد و سومین فلاخن گزارشی را میخوانیم از برپایی کمپهای اعتراضی در دانشگاه پیتسبورگ در ژوئن (خرداد) سال گذشته که از درون کمپ نوشته شده است

در فلاخن دویست و هفتاد و دوم از فتل دفعتی و مرگ تدریجی کارگران معدن در اعماق زمین میخوانیم؛ از مرگی که جیب مالکان صاحب سرمایهی معادن را انباشته میکند و این ادعا که دخالت دولت موجب عدم سرمایهگذاری مالکان معدن در بخش ایمنی شده

در دویست و هفتاد و یکمین فلاخن چهار متن را از چپ ترکیه میخوانیم در مورد اعتراضات مارس ۲۰۲۵؛ اعتراضاتی که به سرعت ابعاد گسترده و متناقضی یافت

در فلاخن دویست و هفتادم از دورهی جدیدی مینویسیم که بعد از فروکش قیام ژینا در آن قرار گرفتهایم و از تفاوتهای این دوره، با دورهی پیشین که آن را دورهی تدارک خوانده بودیم. به بیان دیگر چه چیزی در گذشته از دست رفته است که اکنون نیاز به «احیا» دارد؟

در دویست و شصت و نهمین فلاخن از وضعیت کارگران کردی میخوانیم که از کردستان ایران برای کار به منطقهی خودمختار اقلیم کردستان رفتهاند، اما در این سرزمین خودمختار همچنان «کارگر» و «خارجی» باقی ماندهاند

در فلاخن دویست و شصت و هشتم رفقای «کمیتهی کوئیرهای کمونیست» از وجه مشترک کوئیرها و افغانستانیها در ایران مینویسند
هرگونه استفادهی غیرانحصاری از انتشارات «منجنیق»، حتا بدون ذکر منبع، آزاد است


